بر طبق گزارشهای اخیر ، 16 سازمان امنیتی جهان تایید کردند که ایران از سال 2003 برنامههای خود را برای دنبال کردن سلاح هستهای کنار گذارده است. این خبر را مشاور امنیت ملی امریکا اعلام کرد و خبرگزاریها نیز آن را منتشر کردند.ظاهرا این گزارش از ماهها قبل آماده بوده و به دولتهای متخاصم با ایران در پروندهی هستهای نیز ارائه شده است، اما دولتها از انتشار آن امتناع کردهاند. انتشار این گزارش حاکی از آن بود که در پروندهی هستهای ایران بیش از اندازه اغراق شده و جلوگیری از انتشار آن به خاطر دریافت امتیاز بیشتر در مذاکرات بوده است، زیرا اگر این زودتر منتشر میشد، این امکان وجود داشت که تحریمهای اعمال شده از طرف شورای امنیت بر ایران تخفیف پیدا کند. این گزارش هنگامی منتشر میشود که تحریمهای اعمال شده بر ایران فشارهای زیادی را بر اقتصاد ایران وارد کرده که بیشترین این فشارها را مردم تحمل کردهاند. در اثر این تحریمها بسیاری از کارخانهها تعطیل و کارگران اخراج شدهاند. و تورم بر طبق برخی آمارها به بیش از 24درصد رسیدهاست. واضح است کهاین فشارها زندگی حقوقبگیران و اقشار تحتستم را بیش از پیش بهافلاس کشانده است
افشای این سند در این موقعیت خاص و تغییر و تحولات منطقه پس از یک دورهی بحران، این شائبه را بهوجود میآورد که مذاکرات پشت پرده به نتایجی رسیدهاست. این مذاکرات که از مدتها قبل میان ایران و اتحادیهی اروپا از یک طرف و هم چنین میان هیاتهای نمایندگی ایران و امریکا بر سر مسایل عراق در جریان بود، شایعاتی را در محافل مختلف بهوجود آورد است. هم چنین وجود یک پیام محرمانه که رییس جمهور روسیه حامل آن بود و پاسخ آن که محتوای آن آشکار نشد، این مذاکرات پشتپرده را حساستر میکرد. در دیپلماسی، زمان افشای گزارشات همواره از اهمیت زیادی برخوردار است پس میتوان حدس زد که شرایط کنونی دارای ویژگی خاصی است.
اما همزمان با افشای این گزارش، دستگیری گستردهی دانشجویان چپ، به بهانهی برگزاری مراسم 16 آذر بسیار قابل تامل است.
بیش از 50 سال از واقعهی 16 آذر ماه 1332 میگذرد. در آن روز معاون وقت رییس جمهور امریکا، پس از سرکوب جنبش استقلالطلبانهی مردم ایران، برای بررسی نتایج کودتای 28 مرداد به ایران آمده بود. کودتای 28 مرداد، طبق اسناد منتشر شدهی همان سازمانهای امنیتی، با دخالت مستقیم امریکا و انگلیس علیه جنبش مردم ایران سازمان داده شد. همین سازمانهای امنیتی امروز از کنار گذاردن برنامهی تولید سلاح هستهای ایران خبر میدهند و از این طریق بهنوعی به صداقت دولت ایران در برابر جامعهی بینالمللی صحه میگذارند. در آن زمان حکومت محمد مصدق، منتخب مردم ایران را با انواع توطئه و صرف میلیونها دلار سرنگون کردند. نیروهای امنیتی آن زمان به خاطر خوشآمدگویی و جلبنظر امریکا، دانشجویان را به گلوله بستند و در نتیجه سه تن از دانشجویان به نامهای بزرگنیا، شریعترضوی و قندچی کشته و دهها نفر زخمی شدند. از آن پس، این روز به عنوان نماد مبارزه با امپریالیسم و مقابله با دخالتهای بیگانه شناخته میشد و هر سال دانشجویان در این روز مراسمی برگزار میکردند.
شاه و حکومت دستنشاندهی امپریالیسم بارها در این روز به دانشجویان حمله و آنان را دستگیر و به زندان میانداخت. تا به اربابانش بفهماند که هم چنان به آنان وفادار است و دانشجویان نیزهمواره این روز را مظهر مبارزات استقلالطلبانه میدانستند.
دانشجویان همواره درمبارزاتشان پاکترین احساسات وطنپرستانه و مردمدوستانه را به نمایش گذارده و میگذارند. یکی از مهمترین شعارهای مراسم امسال، محکوم کردن حملهی نظامی امریکا به ایران بوده است.اکنون این سوال مطرح است که سرکوب جنبش چپ در دانشگاه و دستگیری فعالان کارگری، که هر دو جریان از ضد امپریالیستترین نیروهای جامعه هستند، در این شرایط خاص به چه منظور است؟ آنها به چه جرمی باید تاوان سازشهای پشت پرده را بدهند و برای خوشآیند چه کسانی مورد ستم قرار گیرند؟
آیا همزمانی این دستگیریها با انتشار گزارش محرمانه و تبرئهی ایران از تولید سلاح هستهای تصادفی است؟ قطعا نمیتواند این طور باشد. آنان که چنین اعمالی را برای خوشامد یا چشمک زدن به طرف مقابل انجام میدهند، از تاریخ درس نیاموختهاند. رژیم شاه به اندازهی کافی دانشجویان و جنبش چپ را برای خوشایند نیکسون پایمال کرد. اما زمانی که دورانش به سر رسیده بود، تمام این خوشخدمتیها برایش افاقه نکرد. میگویند: ساروتقی حاکم گیلان و از نزدیکان درگاه شاهعباس صفوی، در آخر عمر گفت: هزاران دل را به درد آوردم تا یک دل بهدست آورم، آن هم میسر نشد.
حرکت و جنبش دانشجویی مستقل بارها ثابت کرده است که با دستگیری و زندان از پای نمینشیند و از آرمان پاک خود دست برنمیدارد. باشد تا کسانی که به ناحق بر دانشجویان و کارگران میتازند و آنان را بیدلیل در رنج و شکنج قرار میدهند، از اعمال خود پشیمان شده و دست از این حقکشی بردارند.